15 مه

حالت خودکار ممنوع!

در مقاله ی پیش سه فاکتور تنظیم نورگیری را به طور مجزا از یکدیگر معرفی کردیم. حال بهتر است قبل از فشردن دکمه شاتر بدانیم که این سه فاکتور چگونه باید در کنار هم قرار گیرند. به عبارتی سوال این است که برای ثبت یک تصویر لازم است چه تلفیقی از این سه متغیر را در کنار یکدیگر استفاده کنیم؟

شکل بالااین سه فاکتور و تاثیرات هر کدام را به طور خلاصه نشان می دهد.

حالت «Auto» (مستطیل سبز در کنون یا نوشته ی AUTO در نیکون)

برای تنظیم نورگیری چند روش متفاوت (البته در دوربین های نسبتا پیشرفته) وجود دارد که ساده ترین آن قرار دادن دوربین در حالت خودکار یا همان «Auto» است. در این حالت عکاس انتخابی روی هیچ یک از سه فاکتور یاد شده ندارد. در روش خودکار این خود دوربین است که بر اساس سنجش نور محیط سرعت شاتر، اندازه ی روزنه و ISO را تعیین می کند. باید توجه داشت که گرچه در حالت خودکار ما این سه متغیر را تعیین نمیکنیم اما آن ها وجود داشته و تاثیرات خود را میگذارند (مثل تغییر در عمق میدان بر اثر میزان بزرگی قطر روزنه). پس در نتیجه در حالت خودکار این تغییرات دست ما نیست!

از آن جا که معمولا حالت خودکار را افراد مبتدی و در شرایط معمولی استفاده می کنند دوربین سه فاکتور نورگیری را در مقادیر متعارفی با یکدیگر تلفیق می کند. به طور مثال گرچه میزان نورگیری در سرعت شاتر 1/60 ثانیه و ISO 200 با میزان نورگیری در سرعت شاتر 1/1000 ثانیه و ISO 3200 (در صورت یکی بودن قطر روزنه) یکسان است اما دوربین در حالت خودکار اولی را ترجیح میدهد. این بدان دلیل است که در عکاسی روزمره برای تار نشدن سوژه ها نیاز به سرعت شاتر بالایی چون 1/1000 ثانیه نیست که دوربین لازم ببیند برای رسیدن به این سرعت کیفیت را فدا کرده و ISO را روی 3200 بگذارد.

معایب «Auto»

هرچند دوربین شما قادر است نور محیط را اندازه گیری کرده و تنظیمات نورگیری خود را با آن منطبق سازد اما یک کار مهم را به خوبی نمی تواند انجام دهد. ضعف حالت خودکار در این است که تشخیص نمی دهد شما از چه چیزی می خواهید عکس بگیرید (گرچه می داند در چه نوری دارید عکس می گیرید). از این رو دوربین اولویت های شما را در تنظیم قطر روزنه، سرعت شاتر و حساسیت حسگر در نظر نمی گیرد.

فرض کنید می خواهید مانند تصویر زیر از منظره یک شهر در شب عکس بگیرید. اگر همراه خود سه پایه داشته باشید آن وقت پایین آوردن سرعت شاتر (حتی در حدی که شاتر برای چندین ثانیه باز باشد) برایتان مشکل ساز نبوده و تصویرتان به دلیل لرزش دوربین تار نخواهد شد. در این حالت چون محدودیتی در پایین آوردن سرعت شاتر ندارید می توانید دو فاکتور دیگر را در حالت بهینه خود قرار دهید. به طور مثال وقتی سرعت شاتر را پایین بیاورید قادر خواهید بود ISO را کاهش داده (مثلا آن را روی 100 گذاشته تا کمترین نویز را داشته باشید) و f-number (قطر روزنه) را نیز روی حالت ایده آل خود قرار دهید. در روش خودکار قادر به این کار نخواهید بود.

«پایین بودن سرعت شاتر باعث شده است نور چراغ ماشین ها به صورت ردهای نور در تصویر دیده شود»

اگر بخواهید سه فاکتور نورگیری (سرعت شاتر، میزان باز بودن دیافراگم و ایزو) را اولویت بندی کرده و ثبتی خلاقانه داشته باشید باید با حالت خودکار دوربینتان خداحافظی کنید. در ادامه چهار حالت (mode) دیگر نورگیری دوربین را برایتان توضیح می دهیم.

1- حالت برنامه «Program» (علامت P در پیچ تنظیم اکثر دوربین ها)

این حالت نیز کمابیش شبیه به حالت خودکار است با این تفاوت که بعد از انتخاب گزینه ی Program قادر خواهید بود ISO را تغییر دهید. بنابر این در این حالت کافی است ISO دوربین را تعیین کرده، پس از آن دوربین به طور خودکار سرعت شاتر و قطر روزنه را در مقادیر مناسبی تنظیم می کند. البته حالت برنامه تفاوت های دیگری نیز با حالت خودکار دارد که مربوط به نورگیری نمی شود (مثل امکان تغییر دستی تعادل سفیدی نور، حالت فوکوس، روشن و خاموش کردن فلاش سرخود و …).

2- اولویت شاتر (علامت Tv در کنون یا S در نیکون)

گاهی پیش می آید که سرعت شاتر برای شما در اولویت باشد. به طور مثال وقتی عکاسی ورزشی یا حیات وحش انجام می دهید (سوژه های پر تحرک) لازم است سرعت شاتر خود را بالا ببرید (تا سوژه ها فریز شوند) و یا اینکه وقتی می خواهید عکسی خلاقانه بگیرید (مثل ثبث رد نور) لازم است سرعت شاتر خود را بسیار کاهش دهید. در این حالت ممکن است وقت این را نداشته باشید که قطر روزنه را نیز به طور دستی تنظیم کنید پس می توانید پیچ تنظیم را در حالت Tv (Time value) قرار داده تا پس از تعیین سرعت شاترf-number مناسب به طور خودکار توسط دوربین محاسبه شود.

3- اولویت روزنه (علامت Av در کنون یاA در نیکون)

اگر برای شما تعیین عمق میدان ضروری است یا اینکه می خواهید لنزتان بهترین وضوح تصویر را داشته باشد (چرا که با تغییر قطر روزنه شارپنس لنز تغییر می کند) انتخاب این مود عکاسی برای شما عالی است.

در حالت Av (Aperture value) عکاس ISO و میزان بزرگی قطر روزنه (f-number) لنز را تعیین کرده و پس از آن دوربین به طور خود کار سرعت شاتر ایده آل را انتخاب می کند (تا نورگیری مطلوبی حاصل شود).

 4- حالت دستی «Manual»

همانطور که از اسم آن پیدا است در این روش تنظیم نورگیری تمامی سه فاکتور ذکر شده (Shutter, Aperture, ISO) قابل تنظیم است و تغییر آن ها به کلی توسط عکاس انجام می شود. گرچه روش دستی از روش های قبل دشوار تر است اما این اجازه را می دهد که شما تمامی تنظیمات را به طور کامل روی دوربین خود اعمال کرده و از هرگونه خطای احتمالی دوربین جلوگیری کنید. به طور مثال در عکاسی در شب بهتر است از روش دستی استفاده کرد چرا که نورسنج دوربین معمولا نمی تواند نور محیط های بسیار تاریک را به خوبی اندازه گیری کند.

باید توجه داشت گرچه حالت Manual بیشترین تنظیمات را در اختیار عکاس قرار می دهد اما حتی عکاسان حرفه ای نیز از حالت های دیگر عکاسی (به خصوص Av و Tv) استفاده زیادی می کنند. گاهی اوقات زمان تبدیل به مهم ترین فاکتور می شود و نباید با وقت گذاشتن روی تنظیمات دستی سوژه و موقعیت مناسب را از دست داد.

پس بهتر است دوربین را بردارید، حالت مناسب را انتخاب کنید و عکس هایی عالی بگیرید.

نویسنده: علیرضا نظری

07 مه

سه گانه ی نور

منم دوست دارم از این عکسا بگیرم!

به جرات میتوان گفت هر کسی دست کم یک بار (و حداقل پیش خودش) این جمله را گفته است. در خیلی از مواقع این حرف با یک سری سوال دیگر نیز همراه میشود. “چجوری این عکسا رو میگیرن؟”، “دوربیناشون چنده؟”، “باید کلاس رفت؟”، ” یاد گرفتنش چقد طول میکشه؟” و … .

هر کدام از این سوالات پاسخ مفصلی دارد، اما به طور کلی می توان گفت عکاسی نیز مانند هر هنر و حرفه ی دیگری نیازمند دانش و ابزارهای مخصوص به خود است. هدف ما در این سایت ارائه ی مطالبی پیرامون دانش عکاسی (ابعاد فنی و هنری) و معرفی ابزارهای ویژه در این کار است.

نور یعنی همه چیز!

کار یک عکاس (یعنی خودمان) ثبت یک لحظه ی خاص است. لحظه ای که با زبان نور نوشته شده و فوتون های نور حروف آن محسوب می شوند. بنابراین می توانیم فیلم عکاسی (یا حسگر دوربین در عکاسی دیجیتال) را نیز به کاغذی تشبیه کنیم که این زبان روی آن نوشته می شود. کاغذ ما در اینجا سیاه است و آن را با نور پر می کنیم!

برای ثبت واضح لحظه ی دلخواه خود لازم است حسگر دوربین در معرض میزان مناسبی از نور قرار گیرد، به صورتی که تصویر نه تاریک شده و نه آنقدر پرنور باشد که همه چیز بدون مشخص بودن جزئیات سفید دیده شود. تنظیم این میزان مناسب از نور به سه روش زیر قابل تصور است:

  • تعیین حجم ورودی نور به دوربین (با تغییر اندازه روزنه ی لنز)
  • تعیین مدت زمان قرار گیری حسگر در معرض نور (مدت نورگیری که با سرعت شاتر در ارتباط است)
  • بالا یا پایین بردن حساسیت حسگر (ISO)

برای توضیح این سه روش تنظیم نورگیری می توان از یک مثال کمک گرفت. فرض کنید می خواهید با یک شلنگ مخزنی را پر از آب کنید. چگونه می توان این کار را دقیق انجام داد، طوری که مخزن نه نصفه پر شود و نه اینکه آب از آن سرریز کند؟ جواب ساده است. برای این کار ما سه متغیر خواهیم داشت. شدت ورودی (دبی) آبی که از شیر می آید (مانند تغییر اندازه روزنه لنز)، مدت زمان باز بودن شیر آب (مانند مدت نورگیری) و در آخر حجم خود مخزن (تغییر دادن حساسیت).

1- روزنه ی نور

لنز دوربین های عکاسی قسمتی به نام دیافراگم دارد که مسئول کوچک و بزرگ کردن روزنه (Aperture) ورود نور به دوربین است. به وسیله ی دیافراگم می توان اندازه ی روزنه را به یک میزان حداکثری افزایش داد. این میزان در لنزهای گوناگون متفاوت است. به طور طبیعی با افزایش قطر این روزنه، حسگر در معرض حجم بالاتری از نور قرار گرفته و عکاسی در شرایط نوری پایین امکان پذیر می شود.

گرچه اندازه حداکثری قطر روزنه را می توان با میلی متر نشان داد اما در دنیای عکاسی (به دلایلی که در این مطلب مجال توضیح آن نیست) این میزان به صورت نسبت فاصله کانونی لنز به قطر روزنه محاسبه شده و با عدد f نشان داده می شود. بدین صورت که اگر یک لنز با فاصله ی کانونی 100 میلی متر روزنه ای به قطر 50 میلی متر داشته باشد، آنگاه عدد f (f number) آن 2 بوده (100 تقسیم بر 50) و به صورت f/2 نمایش داده می شود. از این رو می توان نتیجه گرفت که هر قدر عدد f لنز کوچکتر باشد دهانه ی روزنه باز تر بوده و نورگیری بیشتر است (زیرا قطر روزنه در مخرج نسبت قرار می گیرد). به عنوان مثال یک لنز 85 میلی متری با f/1.8 نسبت به یک لنز 85میلی متری با f/2.8 نورگیری بیشتری دارد چرا که با محاسبه ی نسبت ریاضی بالا، قطر روزنه در لنز اول حدود 47 میلی متر بوده و در لنز دوم تنها حدود 30 میلی متر است.

نکته ی حائز اهمیت این است که کاربرد کم و زیاد کردن قطر روزنه تنها به کم و زیاد کردن نور ورودی به دوربین خلاصه نمی شود. در ادامه به کاربرد مهم دیگر این تغییر اندازه اشاره می کنیم.

عمق میدان

همانطور که گفتیم نتیجه ی کوچک و بزرگ کردن روزنه تنها کم و زیاد کردن نورگیری نیست. یکی از تاثیرات بسیار مهم آن تغییر عمق میدان است.

حتما در عکس ها دقت کرده اید که دو نقطه در تصویر که در فواصل متفاوتی با ناظر (دوربین) قرار گرفته اند وضوح یکسانی ندارند (در بعضی از عکس ها این تفاوت چشمگیر تر است که علت آن را توضیح می دهیم). در این تصاویر دوربین بر روی یک فاصله ی معین فوکوس کرده و تنها در بازه ای از آن فاصله است که تصویر به دست آمده وضوح قابل قبولی دارد. اجسام در فواصل نزدیک تر یا دورتر از نقطه فوکوس تار دیده می شوند. اندازه ی این بازه به بعضی متغیرها از جمله میزان فاصله ی کانونی لنز، فاصله ی دوربین با سوژه و صد البته اندازه ی روزنه ی لنز وابسته است. درباره ی دو متغیر نخست در آینده صحبت خواهیم کرد.

عمق میدان یا همان DoF (Depth of Field) با بزرگ شدن روزنه یا اگر بخواهیم جور دیگری بگوییم با پایین آمدن عدد f کمتر می شود. برای مثال اگر شما با اندازه روزنه ی f/1.4 (در صورت آنکه این میزان بزرگی در لنز شما ممکن باشد) یک پرتره بگیرید، عمق میدان بسیار کمی خواهید داشت. بدین صورت که اگر نقطه ای که روی آن فوکوس کرده اید چشم ها باشند (که معمولا در عکاسی پرتره اینگونه است) آنگاه چشم ها واضح (Sharp) بوده و نقاط جلوتر از آن مانند نوک بینی و نقاط دورتر مانند گوش ها اندکی تار خواهند شد. این مسئله نشان دهنده ی عمق بسیار پایین میدان در روزنه های باز است. حال بالعکس اگر با اندازه روزنه ی f/16 به طور مثال یک لند اسکیپ (عکس از منظره) بگیرید، عمق میدان بسیار زیادی خواهید داشت که بسیاری از سوژه های طبیعی پیش روی شما را واضح نشان می دهد (مثلا درختان در نزدیکی شما و کوه ها در دوردست هر دو واضح ثبت می شوند).

بالا یا پایین بودن DoF به خودی خود عیب یا مزیت نیست. انتخاب میزان عمق میدان به نوع عکسی که میگیرید (و مقداری هم به سلیقه شخصی شما) بستگی دارد. به طور کلی در پرتره ها از DoF های پایین و در لنداسکیپ ها و عکس های تبلیغاتی از DoF های بالا استفاده می شود که دلایل آن را به تفصیل در پست های بعد توضیح خواهیم داد.

2- مدت نورگیری

مدت زمان نورگیری در یک دوربین عکاسی را وسیله ای به نام شاتر تنظیم می کند. پرده شاتر یک قطعه مکانیکی است که در مقابل حسگر (Sensor) قرار گرفته و با باز و بسته شدن خود اجازه میدهد نور محیط به سطح حسگر تابیده شود. قابل تصور است که هر قدر سرعت باز و بسته شدن شاتر کمتر باشد نورگیری بیشتر، و بالعکس هر قدر سرعت باز و بسته شدن شاتر بیشتر باشد نورگیری کمتری صورت میگیرد.

سرعت شاتر را با ثانیه و یا کسری از آن نمایش می دهند. به طور مثال اگر میزان باز بودن پرده شاتر ده ثانیه باشد (که در عکاسی مدت زمان قابل توجهی است و کمتر مورد استفاده قرار می گیرد)  سرعت شاتر را با عدد 10 و اگر میزان باز بودن آن یک هزارم ثانیه باشد سرعت آن را به صورت 1/1000 نشان می دهند. معمولا در دوربین های پیشرفته سرعت شاتر را تا میزان 1/8000 ثانیه نیز می توان افزایش داد. تغییر سرعت شاتر در دوربین ها به صورت مضربی از 2 است که از بالاترین سرعت شاتر به پایین ترین آن بدین صورت است: 1/8000، 1/4000، 1/2000، 1/1000، 1/500، 1/250، 1/125، 1/60 و … (توجه کنید دلیل آنکه 1/60 به طور دقیق دو برابر 1/125 نیست تنها به دلیل سهولت در محاسبه و نشان دادن عدد است).

تنظیم سرعت شاتر همانند قطر روزنه، علاوه بر میزان نورگیری نقش مهم دیگری نیز در عکاسی دارد. در ادامه به این موضوع اشاره می کنیم.

ثبت لحظه – ثبت بازه

گفتیم اگر زمان باز و بسته شدن شاتر طولانی باشد نورگیری بیشتر بوده و بالعکس اگر این زمان کوتاه باشد نورگیری کمتر است. اما سوال اینجاست! چه بلایی سر سوژه های متحرک خواهد آمد؟

پاسخ: در طول زمان نورگیری تمامی موقعیت های لحظه ای سوژه ثبت خواهد شد.

اگر مدت زمان نورگیری طولانی باشد ممکن است حسگر دوربین در معرض جزئیات متفاوتی از محیط قرار گیرد. برای مثال فرض کنید با استفاده از سه پایه (برای جلوگیری از لرزش) دوربین خود را طوری تنظیم کرده اید که به مدت 2 ثانیه از یک منظره ثابت عکس برداری کند. در این حالت عکسی واضح از منظره مورد نظر خود خواهید داشت. حال اگر در همین مدت 2 ثانیه ای یک خودرو از روبروی دوربین عبور کند چه؟ در این حالت دوربین یک تصویر کشیده و شبح وار از آن خودرو را ثبت خواهد کرد. دلیل شبح وار شدن سوژه متحرک این است که تصویر ثبت شده تلفیقی است از سوژه در حال حرکت (خودرو) و بک گراند آن (و یا حتی بخش های مختلف خود خودرو)، چرا که قبل از وارد شدن سوژه متحرک، حسگر در حال ثبت کردن بک گراند بوده و تنها کسری از زمان نورگیری متعلق به سوژه متحرک (خودرو) است. (اتفاقی که در تصویر بالا افتاده است و عبور یک اتوبوس دو طبقه را از جلوی دوربین نشان می دهد).

عکس این قضیه وقتی است که زمان نورگیری دوربین را بسیار پایین می آوریم. این کار باعث می شود تصویر سوژه ی متحرک تنها در کسری از ثانیه در مقابل حسگر دوربین قرار گیرد و در نتیجه سوژه اصطلاحا فریز شود (انگار اصلا حرکتی نداشته!).

«دو نمونه از فریز لحظه در عکاسی»

در شرایط گوناگون و با اهداف مختلف در عکاسی می توان از سرعت های متفاوت شاتر استفاده کرد. تصویر زیر مقایسه ای پهلو به پهلو میان سرعت شاتر بالا و پایین انجام داده است. در این مقاله قصد نداریم درباره تنظیمات سرعت شاتر برای تکنیک های مختلف عکاسی توضیح بیشتری یدهیم.

3- حساسیت به نور (ISO)

در مورد دو فاکتور قبلی (اندازه روزنه و سرعت شاتر) صحبت کردیم و با واحدهای استاندارد اندازه گیری آن ها آشنا شدیم. حال نوبت به سومین فاکتور که همان میزان حساسیت به نور در حسگر دوربین است می رسد. برای اندازه گیری این فاکتور ماننند دو مورد قبل نیاز به یک واحد استاندارد است. در مورد اندازه روزنه واحد میلی متر بود (البته به صورت نسبت فاصله کانونی به قطر روزنه) و برای سرعت شاتر از ثانیه استفاده شد. هر دوی این ها واحدهایی استاندارد به شمار می روند که برای هر دوربینی صدق می کنند. مثلا وقتی قطر روزنه شما f/2.8 باشد و سرعت شاتر را روی 1/60 s تنظیم کرده باشید فرقی ندارد دوربینتان کنون باشد یا نیکون، فوجی باشد یا الیمپوس؛ میزان و مدت نورگیری یکی خواهد بود.

برای میزان حساسیت یک حسگر نیز لازم است یک استاندارد بین المللی وجود داشته باشد. چیزی که برای هر مارک و برندی از دوربین صادق باشد و بتواند به معیار مشخصی برای عکاسان تبدیل شود. این کار را سازمان بین المللی استاندارد سازی ( International Organization of Standardization) انجام داده است. در مدل استاندارد اندازه گیری حساسیت حسگر ما از عدد ISO استفاده می کنیم. «آی اس او» یا تلفظ رایج تر آن در ایران «ایزو» اختصار سازمان بین المللی استاندارد است. در دوربین ها یک عدد ISO پایه وجود دارد که معمولا 100 است که می توان آن را تا میزانی بالا (و در بعضی دوربین ها حتی پایین) برد. هر قدر این عدد در دوربین بالاتر باشد نشان دهنده ی این است که حساسیت به نور در حسگر افزایش یافته است. عدد ISO نیز همانند سرعت شاتر با مضربی از 2 افزایش می یابد. با دو برابر شدن عدد ISO حساسیت به نور نیز به طور مستقیم دو برابر می شود بدین شکل که درISO 200 نسبت به ISO 100 حسگر به نور 2 برابر حساس تر است (یا در اصطلاح عکاسی یک استاپ بالاتر است). به همین ترتیب ISO 6400 نسبت به ISO 100 شش استاپ نوری (گام نوری) بالا تر است (عدد ISO آن 6 بار در 2 ضرب شده) یا 64 برابر حساس تر است. ISO در دوربین های دیجیتال امروزی معمولا بازه ای بین 100 تا 12800 یا بیشتر دارد هرچند این عدد در برخی دوربین های خاص می تواند به کوچکی 25 یا به بزرگی چند صد هزار تا چند میلیون باشد.

همانند دو فاکتور پیشین تغییر ISO علاوه بر تنظیم نور تاثیر دیگری نیز دارد و آن «نویز» است. نویز هر گونه اطلاعات نوری یا رنگی تصادفی در تصویر است که توسط سوژه به حسگر منتقل نشده باشد. با افزایش حساسیت حسگر به نور این نویزها تاثیر بیشتری را روی تصویر می گذارند. بالا بردن بیش از حد حساسیت دانه های رنگی یا سیاه و سفید نا خواسته ای را روی تصویر تشکیل می دهد و باعث کاهش کیفیت آن می شود (مانند شکل زیر).

می توان گفت تفاوت تنظیم ISO با تنظیم دو فاکتور دیگر در این است که بالا بردن ISO جز افزایش روشنایی هیچ تاثیر مثبت دیگری روی تصویر ندارد. به همین دلیل در تنظیم میزان نورگیری به روش کاملا دستی برای اینکه بخواهیم بهترین کیفیت تصویر را داشته باشیم بهتر است ابتدا اندازه روزنه و سرعت شاتر را تنظیم کرده و سپس ISO را در پایین ترین عدد ممکن قرار دهیم.

در مقاله بعدی درباره تنظیم این سه فاکتور و اولیت بندی هر کدام از آن ها صحبت بیشتری خواهیم کرد.

آیا این مقاله برایتان مفید بوده است؟ با نظرات خود ما را مطلع سازید.

نویسنده : علیرضا نظری